خرید بک لینک

اگر آرام شود جان چه شود؟ گر بشود ؟ زندگی می‌شود آسان چه شود؟ گر بشود؟ زندگی پیچ‌ وخم و پست و بلندی دارد نعرضهی تو خود ارزان، چه شود؟ گر بشود؟ با اگر گفتن و باید نشود کار درست همّتی خواهد و ایمان، چه شود؟ گر بشود؟ راه‌ها باز و درازند ولیکن دشوار قطع کردی خط خاتمه چه شود؟ گر بشود؟ می‌رسی براثر صبر به سامان «عاصی» همچو دهقان و چو عُمّان، چه شود؟ گر بشود؟ از سروده های چاپ نشده استاد عاصی اصفهانی

برچسب: نویسنده: حامد افشاری تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 10:56

مقصد از آمدن و رفتن ما مقصد از آمدن و رفتن ما دانی چیست؟در جهان کشت کنی و دِرَوی دار بقاهر چه کردیم بد و نیک به دوران حیاتمی‌دهد کیفر و پاداش، خدا روز جزادر زیان است هر آنکس که پرستد زر و سیمهمچو قارون که شد از قهر خداوند، فناپادشاهیِ جهان گر چه که مطلوبِ شه استفکرش از لشگر و دولت به عذاب است و بلاهر کسی را نگری بند غم و دام بلاستمگر آن کس که ز الطاف خدا گشته رهادر ازل قسمت ما را به تساوی کردندبیش و کم در نظر ماست به هر صبح و مساءکس ندیده است و نبیند به یقین تا صف حشرخرّمی در همه ایّام در این

برچسب: نویسنده: حامد افشاری تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 10:56

از لطف يار مي‌گذرد روزگار ما عالم به گَردش است به امر نگار ما عمر گرانبهاي، غنيمت شمار بس زيرا چو برق مي‌گذرد روزگار ما دوران هر كسي به سرآيد ز دورِ چرخ گردد غبار چهرة گيتي عذار ما پروانه را نگر كه چگونه فنا شود شمع زمانه محو كند اقتدار ما مُنعم كند به سيم و زر خويش افتخار راضي به قِسم خويش بُوَد افتخار مـا هر يادگار، دور زمانه بَرَد ز بين جز كار نيك و نام نكو يادگارِ ما كارِ بجاي هر كه به جا آورد نكوست بس گشته زشت هر كه گره زد به كار مـا نِي دارد اختيارِ

برچسب: نویسنده: حامد افشاری تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 10:56

صفحه بندی